تبليغاتX
ادبی و هنری - زندگی بزرگان ادب
کلیات ادب فارسی از اساطیر تا کنون

 

 

مسعود سعد سلمان

امیر مسعود بن سعد سلمان لاهوری شاعر بزرگ پارسی گویی در نیمه ی دوم قرن 5 و تا آغاز قرن 6 و از ارکان استوار شعر فارسی است. پدرش سعد بن سلمان، چنان که از تاریخ بر می آید، از عمال صاحب دستگاه و از مستوفیان مشهور دوره ی اوّل غزنوی بود، چنان که چون امیر مجدو بن مسعود در سال 427 از جانب پدر به امیری هندوستان رفت، سعد سمت استیفاء دستگاه او یافت و گویا از همین تاریخ به بعد است که سعد سلمان با خاندان خود در لاهور می ماند و مسعود بعد از این روزگار در آن شهر به دنیا آمد. مسعود خود به سابقه ی اداره پدر در اشعار خویش اشاره کرده و گفته است:

شصت سال تمام خدمت کرد پدر بنده سعد سلمان

گه به اطراف بودی ازعمال گه به درگاه بودی ازاعیان

سعد سلمان گویا تا دوره ی پادشاهی سلطان مسعود بن ابراهیم (492-508) زنده بود، چون مسعود در ضمن مدح او از(پدر پیر)خود که ضیاع و عقار او در هندوستان حراست میکرد سخن میگوید:

تولد مسعود میان سال های 438 و 440 اتفاق افتاده است و ظهور او در شاعری مصادف بود با عهد سلطنت سلطان ابراهیم ( 451-492) و گویا در عهد همین پادشاه مسعود به توصیه ی پدر خود به دربار راه یافت و هنگامی که سیف الدوله محمود بن ابراهیم والی هندوستان شد. مسعود سعد نیز در شمار نزدیکان او به هند رفت و در ردیف امراء بزرگ متعهد جنگ ها و فتح ها بوده و از امارت و سروری نصیب یافته و ممدوح شاعران قرار گرفته بود.

چهل ساله بود که بخت از او روی برگرداند و به زندان سلطان ابراهیم غزنوی افتاد. نخستین زندان او 10 سال به طول انجامید در قلعه های دهک(سو) و (نای).

هفت سالم بکوفت سو و دهک پس از آنم سه سال قلعه ی نای

گویا این واقعه بر اثر تهمت حاسدان اتفاق افتاده،چنان که مسعود خود در یکی از قصاید خویش به این امر اشاره کرده و بعد از قریب 10 سال که در حبس به سر برده بود، گفته است که معاندان ضیاع او را از چنگ وی به در آورده و او به دادخواهی به درگاه سلطان آمده بود به تهمت حاسدانی که از رونق اشعار او بیمناک بودند و میتر سیدند که کار مدح به او باز گردد، مغضوب سلطان شد و به حبس افتاد. حبسیات مسعود سعد سلمان یعنی شعر هایی که در زندان سروده است از دلنشین ترین شعرهای زبان فارسی است. مسعودسعد سلمان در این شعرها از دوری فرزندان خود، سعادت و محمّد، و همچنین دختر و پسر و مادرش نالیده است. شاعر در این 10 سالی که به حبس و ناکامی و نامرادی گذراند، قصائد غرا نزد سلطان ابراهیم و بزرگان دستگاه او فرستاد، از سلطان عفو و ازدیگران یاری مدد کاری و پایمردی التماس کرد، و عاقبت یکی از مقربان سلطان به نام عمید الملک عمادالدوله ابولقاسم خاص نزد سلطان شفاعت کرد و او را از حبس آزاد نمود بعد از این واقعه شاعر به هندوستان بر سر ضیاع و عقار پدر رفت تا در عهد سلطنت مسعود بن ابراهیم (492-508هجری) پسرش عضدالدوله شیرزاد به حکومت هند برگزیده شد و وزارت آن شاهزاده به (ابو نصر پارسی) محول گردید و مسعود سعد که از دوستان بو نصر فارسی بود حکومت ناحیه ی (چالندر) یافت. لیکن از بدبختی او بو نصر پارسی مغضوب و مبحوس گردید و مسعود سعد نیز به جرم دوستی با وی دوباره به زندان افتاد تا یک دوره ی 8 ساله ی جدید را در قلعه ی (مرنج) بگذراند و همچنان در زندان بود تا به سال 500 به شفاعت یکی از بزرگان آزاد گردید. بنابرین مجموع مدت حبس این شاعر نیکو سخن 18 سال بود و او خود یکجا 19 سال حبس خویش اشاره کرد و خطاب به بوالفرج نامی که او را مسبب این همه مصائب می دانسته گفته است:

مر ترا هیچ باک ناید زآنک نوزده سال بوده ام بندی

مسعود سعد بعد از این تاریخ یعنی از سال 500 تا 515 هجری که سال وفات اوست، سمت کتابداری سلطان مسعود ثالث و عضد الدوله ی شیرزاد و ملک ارسلان ابن مسعود و بهرامشاه بن مسعود را داشت و آنان را مدح می گفت و در کمال تقرب می زیست تا درگذشت.

مسعود سه دیوان داشت که یکی به پارسی، دیگر به تازی و سومی به هندی.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 2:39  توسط مهرداد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگینامه شعرا وادبای زبان فارسی به همراه کتب و مقالات نویسندگان بزرگ این کهن دیار ادیب پرور

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان