تبليغاتX
ادبی و هنری - عید نوروز
کلیات ادب فارسی از اساطیر تا کنون

نـــــــوروز بــاستـــان

 

نياز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات گذشته و شروع يک زندگی نو در وجود آيين ايران باستان به صورت اعتقاد به يک نقطه عطف خاص يعنی آفرينش متمرکز شده است. طبيعت پس از گذران دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفريده می شود. انسان نيز بايد به عنوان يکی از آفریده های خداوند سعی کند همراه طبيعت به رستاخيز برسد. ماه فروردين را ماه فروهرها يا فروشی ها می نامند. در اين ماه به دليل رستاخيز ( نو شدن موقت دنيا ) پرده ميان زندگان و مردگان به کنار رفته و ارواح نيک درگذشتگان به ملاقات زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نيز از همين اعتقاد سرچشمه می گيرد. ارواح نيک به صورت افرادی که رويشان پوشيده است به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نيز به آنان به رسم يادبود و برکت هديه ای می دهند. و نيز تميز کردن خانه ها و روشن کردن چراغ ها و شمع ها در زمان تحويل سال برای رضايت خاطر و هدايت فرورهاست.

 

نـوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايـــران و کشورهای ديــگر

 

«جهان ايــرانی» بــه عنـوان مهمترين جشن ســـال، اهميت

 

خاصی دارد. هرچنـد کــه در طول تـاريخ ايــران، جشن هـای

 

مهرگـان، سده، آبـانـگان، يـــلدا، و جشن ها و مراسم ديــگر

 

ملی، هميشه بـــا شکوه خاصی جشن گـــرفته مـی شدند

 

و حتــی در بعضی موارد، اهميت آنـــها از نــوروز نيــــز بيشتر

 

بــوده، امـــا جشن نوروز تنـــها نمونه ايـــن جشن های ملی

                                                                                     http://i3.tinypic.com/33y3p77.gif

است کـــه همواره اهميت خود را حفظ کــرده و در بــــرابــــر

 

اقداماتی کــــه بـرای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه

 

ايستـــاده است. خاصيت فــرا مليتی و فــرا دينی نوروز يکی

 

از دلايــل اصلی ايـــن استقامت و همگانی بــودن آن در بيـن

 

مردمــان مختلف است. در روز ابتــدای فروردين ، کــه بنــــام

 

پـــاک و بــرکت دهنده اهـورامزدا ( خدای پــاک ) مزين شده

 

است ، خورشيد وارد برج حمل شده و جهــان از نــو آفــريده

 

می شود. ايــرانيــان قديم بــــرای استقبال از سبزی بهـاران

 

25 روز مـانــده بــه فروردين بــر 12 ستون خشتی يا سنگی

 

( 12 ستون ، اشاره بـــه اعتقاد کهن قرار گــرفتن جهان بــر

 

روی 12 ستــون دارد ) سبـــزه می کـــاشتند. ششمين روز

 

فروردين که بنا به دیدگاه های بسياری از محققان و موبدان زرتشتی ، سال روز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز بزرگ معروف است. آورده اند که در بامداد آن روز به کوه بوشنج شخص خاموشی که دسته ای از گياهان خوشبو در دست دارد ساعتی نمايان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ديگر در همين هنگام ديگر نمايان نمی گردد ...

 

 

 

... عده زيادی فرق ميان نوروز و لحظه تحويل سال نو را درست نمی دانند. تعريف درست نوروز نخستين روز سال در تقويم ايرانی است يعنی يکم فروردين ماه و يا روز اورمزد از ماه فروردين. لحظه آغاز نوروز درست پس از نيمه شب است و اين يک لحظه «تقويمی» است. لحظه تحويل سال يک واقعه يا لحظه «طبيعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظه آغازين روز يکم فروردين فاصله داشته باشد. بنابراين، لحظه تحويل سال در سراسر جهان يکی است، ولی لحظه آغاز نوروز (يکم فروردين) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بين المللی که در گذشته به خط «گرينويچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همين نام می شناسند.

 

 

 

نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آن را به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد اشاره ای از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان بزرگ هخامنشی بوده است. اما نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت "ولاش اول" اشکانی باز می گردد. ولاش اول را عموما پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمت هايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند. برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است. مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام پادشاهانی که از اصل غير ايرانی می آمدند (مانند سلاطين غز و مغول و ...) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند!

 

 

 

ايران در دوران باستان يکی از کشورهای باشکوه و باعظمت آن روزگاران بود. مطابق روال روزگار آن شکوه و عظمت سپری شد. با حمله ها و هجوم بيگانگان بسياری از موارد تاريخی و فرهنگی ايران باستان همچنان در ابهام باقی مانده است. حتی زبان های باستانی ايران را تا همين چند دهه پيش کسی نمی دانست و نمی شناخت و اين مشکل به همت زبان شناسان و ايران شناسان بيگانه برطرف شده است! از نام ياران دوران باستانی بسیار دور نيز شناخت درستی نداريم. گهگاه به مناسبت هايی خاص در آثار زبان فارسی از آنها نام برده می شود، اما اطلاع روشنی از آنها در دست نيست.

 

جمشيد يکی از همين نام ياران باستانی است که هويت او در هاله ای از ابهام و ناشناختگی می باشد. جمشيد دارای جام است و انگشتری، شراب از ساخته های اوست، و آيين شراب را همو نهاده است. از جمله کارهای ديگری که به او نسبت داده شده بنياد نهادن جشن نوروزست. با اينکه اين جشن به عنوان يکی از بنيادهای ديرپای فرهنگی ايران باستان تا امروز بر جای مانده است،‌ اما سبب پيدايی و روايی آن تا کنون ناروشن مانده است. با همه اين ها چنانچه در آثار بازمانده زبان و ادبيات فارسی جستجو و بررسی دقيق به عمل آيد چنين بر می آيد که: برپايی جشن نوروز به مناسبت پيروزی جمشيد بر ديوان بوده است. زيرا ديوان سرمايه دارانی بودند که به مردم ستم می کردند. جمشيد سال ها با آنان جنگيد ، تا سرانجام بر آنان پيروز شد، آنگاه آيين داد و برابری را در ميان مردم بر پا ساخت،‌ او در زمان سلطنت در آبادانی ايران و آسايش خاطر مردم از هجوم بيگانگان ، نقش بسياری داشت. روز اعلام حکومت داد را نخستين روز فروردين قرار داد،‌و آن را نوروز ناميد، زيرا از آن روز به بعد آيين نو در ميان مردم برقرار می شد. سبب اينکه نوروز را در فروردين ماه قرار داد اين بود که ماه فروردين از سال ها پيش قداست داشت و ماهی محترم بود و آيين های مذهبی ديگری در اين ماه انجام می شد. بنابراين جشن نوروز با ديگر جشن های مذهبی فروردين در هم آميخت و ازين آميختگی نرووز جشنی بزرگ و فراموش ناشدنی شد. اين گاهنبار ( جشن ) از جمشيد شاه سال به سال بر اهميت و فراگيری آن افزوده شد. در اوستا که تنها کتاب دوره باستانی ايران است سخنی از نوروز نيست،‌ زيرا اوستا هنگامی نوشته شده که دين و فرهنگ زردشتی بر کار و بر قدرت بوده است، ‌و دين زردشت آن گونه که پيداست با دين و فرهنگ جمشيد ناسازگارست،‌ ازين روی از نوروز که نهاد جمشيد است نامی نبرده است. يک روايت دیگر در مورد خاستگاه نوروز اين است که در اين روز کيخسرو، پسر پرويز بردينا، به تخت سلطنت نشست و ايرانشهر را به اوج شکوفايی خود رساند.

 

 

 

در طی ساليان پر فراز و نشيب تاريخ ايران کوشش هايی يا از روی کینه و یا دشمنی برای کم رنگ کردن و بی اهميت جلوه دادن نوروز صورت گرفت . بنــابـر نمونه ، امام محمد غزالی در کيميای سعادت سفارش می کند کــه " ايرانيان ، جشن نوروز و سده را نگيرند! چراغانی نکنند! لباس نو نپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بين برود!! ". اما انگار اين افکار کمی زيادی ضد ایرانی بود ، چرا که هيچ گاه عملی نشد! اما به نظر می آيد جشن نوروز را ديگر کسی نمی تواند از ايران جدا کند. ایرانیان در تمامی روزهای فروردين خانه های خود را چراغانی کرده و چوب های خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.

 

با استناد بر نوشته‌های بابلی ها، شاهنشاهان بزرگ هخامنشی در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگانی را از شاهان استان‌های گوناگون ایران بزرگ که پيشکش‌هايی نفيس همراه خود برای شاهنشاه آورده بودند می‌‌پذيرفتند. گفته شده که داريوش کبير، يکی از شاهنشاهان بزرگ هخامنشی در آغاز هر سال از پرستشگاه مردوک، که از خدايان بزرگ بابليان بود ديدن می‌‌کرد.

 

 

 

همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را را با برپايی مراسم و تشريفات خاصی جشن می‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايی وارد کاخ می‌‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌‌شد. و سپس والامقام‌ترين موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هايی همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ می‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدايای خود را تقديم شاه می‌‌کردند. شاه پيشکش‌های نفيس را به خزانه فرستاده و باقی هدايا را ميان حاضران پخش می‌‌کرد. چند روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گياه مختلف بر بالای هريک از آنها کاشته می‌‌شد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالای ستون ها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌‌پاشيدند و تا روزی از فروردين که به آن روز مهر می‌‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

 

 

 

روشن کردن آتش هنگام عصر يکی ديگر از رسومی بود که بين مردم در نوروز عموميت داشت. به باور زرتشت، ماه فروردين (نخستين ماه گاهشماری خورشيدی ايرانيان) به فره‌وشی (سرزندگی) اشاره دارد به اينكه که دنيای مادی را در آخرين روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند. بنابراين، زرتشتيان، ده روز را برای اينکه روح نياکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است اين سنت که، برخی در هفته آخر پيش از نوروز به گورستان ها می‏روند، ريشه در اين باور داشته باشد.

 

در نخستين بامداد نوروز، مردم روی يکديگر آب می‌‌پاشند. پس از گرويدن به اسلام نيز اين رسم بجا مانده است با اين تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از ديگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هديه دادن به يکديگر بود. و يکی از باشکوه‌ترين سنت ها نيز سبز کردن دانه گياه در يک ظرف است که به آن "سبزه" گويند.

 

 

 

رسم آب پاشی:

 

از مراسم كهن ايرانيان در نوروز رسم آب پاشی به يكديگر و يا آب تنی و شست و شوی خود با آب بوده است. "بيرونی" در پيدايی رسم آب پاشی در ميان ايرانيان انگيزه های گوناگونی را ياد كرده است. مثلا می نويسد، چون تن انسان در زمستان به كثافات آتش، يعنی دود و خاكستر آلوده می شود، مردم با آب پاشی به خود و يا آب تنی اين كثافات را از خود دور و خود را تطهير و پاكيزه می كنند. همچنين در سبب شست و شوی تن يا آب پاشيدن به يكديگر می نويسد: «چون در عهد پادشاهی جم هيچ جانوری نمرد و به طوری رو به فزونی گذاشتند كه فراخنای زمين با همه پهنايی كه داشت بدل به تنگنا شد، خداوند آن وقت زمين را سه برابر كرد و ايشان را امر نمود كه با آب غسل نمايند تا از هر گناهی پاك شوند و هر سال برای اينكه آفات را از ايشان دور كند اين كار را تكرار نمايند.»

 

امروزه رسم كهن آب تنی و آب پاشی در نوروز كمتر در ايران معمول است، ليكن بقايای آن را در آيين های مربوط به جشن چهار شنبه سوری در برخی از جامعه ها و فرهنگ های ايران می توان ديد. رسم آب فشانی در نوروز هنوز ميان گروهی از مردم سرزمين های  همسايه ايران از جمله پاكستان رايج است. مثلا در آداب تحويل سال ميان برخی از مردم چنين رسم است : «در موقع تحويل سال تمام افراد خانواده دور هم جمع می شوند ، در میان جمع كاسه ای پر از آب روی سينی بزرگی قرار می دهند. در آب عطر و گل های رز و گلاب می ريزند و بزرگ خانواده دعای تحويل سال را می خواند و سايرين در خواندن اين دعا از او پيروی می كنند اين عمل 365 بار تكرار می شود و پس از خواندن اوراد، شخص مزبور درود گويان آب كاسه را به وسيله انگشتان دست بر روی همه افراد موجود می پاشد و بقيه را در گوشه ای از حياط می ريزد. اين تشريفات نزد همه علاقمندان به نوروز سرچشمه يمن و سعادت محسوب می گردد.

 

 

 

هفت سين:

 

سبزه نمودار گل های زيبا و زينتی ، سرسبزی و خرمی . سيب ميوه ای بهشتی و نماد زايش . سمنو از جوانه گندم ، نمود رويش و برکت . سنجد بوی برگ و شکوفه آن محرک عشق و دلباختگی است. آينه و شمع بر سر سفره هفت سين نيز نماد نور و روشنايی و شفافيت است. معمولا تخم مرغ نيز بر سر سفره هفت سين هست که نماد نطفه و باروری و زايش است. نيز در اساطير ايران ، جهان تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته تخم مرغ و زرده آن نمودگار زمين است. ماهی زنده نيز نماد سرزندگی و شادابی است و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ايران عزيزمان پراکنده است.

 

 

 

امروزه، نوروز جشن اصلی بسياری از مردم آسيای غربی است. کشورهايی که حتی هيچ گاه تحت سلطه سياسی ايران نبوده اند، آن را به عنوان يکی از جشن های اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از مليت های مختلف، مراسم خاص خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه اين جشن را «نوروز» می نامند و آمدن آن را مقارن با بهار حساب می کنند.

 

در ايران وافغانستان، نوروز همچنين آغاز سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردين محسابه می شود. استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دوران های مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد! اين مشکل گاهشماری به وسيله ستاره شناس بزرگ، همچون عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به عنوان تقويم کشور، تا قرن چهاردهم خورشيدی (آغاز همين قرن ما) به طول انجاميد. يکی از مسايل مهم، رعايت کردن کبيسه صد و بيست ساله ايست که بوسيله عمر خيام توصيه شده و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار ننگین رعايت شده است. عدم رعايت اين کبيسه، باعث بهم خوردن تدريجی تاريخ تحويل سال می شود که شروع زودرس سال 1383، آن را بصورت محسوسی در آورده بود.

 

نام ماه های تقويم خورشيدی بارها تغيير کرده. در دوران هخامنشی، نام هايی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماه ها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقويم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه يک نام دارد، بهترين اثر باقی مانده از آن است. در بيشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماه هایی مانند «تموز» و «نيسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقويم جلالی به عنوان تقويم رسمی ايران در اوايل قرن جاری خورشيدی، اسامی ساسانی نيز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغيير کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://i3.tinypic.com/33y3p77.gif

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوروز در تاجیکستان:

 

عيد نوروز برای مردم تاجيکستان به ويژه بدخشانيان تاجيکستان عيد ملی نياکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات ياد می‌کنند و به نام خيدير ايام يعنی عيد بزرگ معروف است. مردم تاجيکستان به ويژه بدخشانيان تاجيک در ايام عيد نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند، همچنين ظروف خانه را کاملا" شسته و تميز می‌کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم ديرينه نوروز قبل از شروع نوروز بانوی خانه وقتی که خورشيد به اندازه يک سر نيزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاييز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای اين مردم رمز نيکی و پيروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشيد هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسايل خانه را به بيرون آورده و يک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بياويزد که اين معنی همان رمز نيکی و خوشی ايام سال را در داخل خانه مرتب چيده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نمايد.

 

در اين سرزمين پختن شيرينی ويژه و غذاهای متنوع جزء رسم و رسوم اين روزها است، همچنين برگزاری مسابقاتی از قبيل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نيز در اين روزها به شادی آن می‌‌افزايد و يکی از غذاهای معروف نوروز "باج" نام دارد در اين غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و ديگران را با آن مهمان می‌کنند.

 

 

 

نوروز در افغانستان:

 

نوروز در افغانستان يا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شريف هنوز به همان فر و شکوه پيشين برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ وديوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گويی بلخ سبدی از گل سرخ است يا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد اين گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌رويد و از اين رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به يک معنی به کار می‌رود. از آيين و رسم نوروزی در سرزمين بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبيل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص اين منطقه اشاره نمود.

 

 

 

نوروز در ترکيه:

 

مردم ترکيه امروز نوروز را به عنوان يکی از معدود روزها جشن می‌‌گرفتند. در اين روز حکيم باشی معجون مخصوصی که (نوروزيه) ناميده می‌‌شد، جهت پادشاهان و درباريان تهيه می‌‌نمود که گفته شده است اين معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهيه می‌‌شده است که شفابخش بسياری از بيماری‌ها و دردها بوده و باعث افزايش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم اين سرزمين نوروز را آغاز بهار طبيعت و شروع تجديد حيات و طراوت در جهان و برخی آن را روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی آن را عامل اتحاد و همبستگی دانسته اند.

 

 

 

نوروز در مناطق کردنشين عراق و ترکيه ( کردهای ایران ):

 

نوروز تا نخستين سال‌های تشکيل جمهوری ترکيه در ميان ترکان ترکيه پايدار ماند و سپس رفته رفته اهميت پيشين خود را از دست داد و تنها در مناطق کردنشين و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم وآيين نوروز موجوديت خود را حفظ کرده است. کردهای ترکيه سال‌ها برای به رسميت شناخته شدن نوروز در اين کشور تلاش کردند. اکنون نوروز در ترکيه تعطيل رسمی به‌شمار می‌رود.

 

 

 

نوروز در آذربايجان ( ایران شمالی ):

 

يکی از جشن‌های بزرگ مردم اران (جمهوری جعلی آذربايجان) نوروز است. در آذربايجان یا ایران شمالی درباره پيدايش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلا" در روايتی آمده است، سياوش پسر کيکاووس به کشور افراسياب سفر می‌کند افراسياب از وی به نحو قابل توجهی پذيرايی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سياوش به ياد سفرش از ديار افراسياب ديوار بخارا را بنا می‌کند. ولی دشمنان که از اين امر ناخرسند بوده‌اند ميان سياوش و افراسياب را بر هم زده به طوری که افراسياب تصميم به قتل سياوش می‌گيرد و پس از کشته شدن سياوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های ديوار بخارا قرار دهند. زرتشتيان جسد وی را برداشته و در قدمت گاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثيه‌های بسياری در وصف سياوش و مرگش سرودند به طوری که اين مرثيه‌ها بين مردم گسترش يافت و در همين سياوش مرثيه‌ها روز دفن سياوش را زرتشتيان نوروز ناميدند.

 

مردم اران به واسطه اعتقادات شديد به آيين و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای اين مراسم تدارک ويژه‌ای می‌بينند. از قبيل: سرودن ترانه‌ها پيش از نوروز، تدارک بساط شادی روزهای نوروز، تهيه لوازم و مواد مورد نياز سفره نوروز، تهيه چيستان‌های نوروزی، ستايش و نفرين‌های نوروزی، پند و امثال نوروزی، اعتقادات نوروزی، عادات نوروزی، تماشای نوروزی،آزردنی‌های نوروزی و انجام آيين و مراسم نوروزی. درميان مردم اران رسم بر اين است پيش از رسيدن نوروز پوشاک نو خريده به خانه و حياط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می‌روند، در رابطه با جشن نوروز جای مهمی به اعتقادات و فال‌ها داده می‌شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسيده در ته دل فالی گرفته و و مخفيانه پشت درنيمه باز به انتظار ايستاده و اگر در اين هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزويشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنيدند نيتشان عملی نمی‌گشته است. بنابراين برمبنای آيين نوروز مردم از بد گويی و حرف نامناسب دوری می‌جويند. در ميان عادات نوروزی مراسم خاطره انگيزی همچون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستين به درها، آويزان کردن کيسه و توبره از سوراخ بام در شب عيد و درخواست تحفه عيد در اين سرزمين موسوم است.

 

 

 

نوروز در قزاقستان:

 

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر اين باورند که در اين روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدايی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمين شادمانی بر قرارمی‌شود. همچنين قزاق‌ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره نوروز وجود دارد. نوروز روزی است که يک سال منتظرش بوده‌اند. نوروز روزی است که خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نيلگون سمرقند آب می‌شود. در شب سال تحويل تا شب قزير صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می‌کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر اين دارند که تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بيماری و بدبختی نشوند آنان بر اين مساله ايمان دارند و آن را هر ساله رعايت می‌کنند. در شب نوروز دختران روستايی قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از گوشت اسب که سوقيم نام دارد غذايی به نام "اويقی آشار" همراه با آويز می‌‌پزند و از جوان‌هايی که دوستشان دارند پذيرايی می‌کنند. آنان نيز در قبال آن به دختران آينه و شانه و عطر هديه می‌دهند که آن را سلت اتکيتر می‌‌نامند و به معنی علاقه آور می‌‌باشد.

 

در نوروز جوانان يک اسب سرکش را زين کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آويز زنگوله‌ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معين از شب قزير است رها نموده تا از اين طريق مردم را بيدار نمايند. عروسک در حقيقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند. نوروز برای قزاق‌ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيک گرفته و معتقدند سال خوبی پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن می‌کنند که نشانه شادمانی است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن شانه‌ها به يکديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در روزهای نوروز می‌‌باشد. همچنين پختن غذايی به نام نوروز کوژه (کوژه = آش) که تهيه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذايی تهيه می‌شود در اين روزها جزو آيين و رسوم اين سرزمين می‌‌باشد. مسابقات معروفی نيز در جشن نوروز در قزاقستان برگزار می‌شود که از مهم‌ترين آنان می‌توان به قول توزاق اشاره نمود که بين گروه های مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است و اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود! از ديگر مسابقات می‌توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار يسپاق، قيزقوو و آلتی باقان اشاره نمود. در عصر نوروز نيز مسابقه آيتيس آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است.

 

 

 

نوروز در ترکمنستان:

 

در کشور ترکمنستان طبق رسم قديم و جديد دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود. يکی از اين جشن‌ها با استناد به تقويم ميلادی که به تاييد سازمان ملل رسيده به عنوان جشن بين المللی (سال نو) شناخته می‌شود و ديگری برگزاری عيد نوروز به نشانه احيای دوباره آداب و رسوم ديرينه مردم ترکمنستان است. مردم ترکمنستان عقيده دارند زمانی که جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. مردم ترکمنستان دراين روزها با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی‌های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای ديگری به اين جشن و شادی می‌‌دهند.

 

 

 

در نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی ميش ها، شطرنج بازی، مهره بازی، تاب بازی اشاره نمود. ديد و بازديد در روزهای نوروز در ميان مردم ترکمن از جايگاه و منزلت خاصی برخوردار می‌‌باشد.

 

 

 

نوروز در قرقيزستان:

 

نوروز در قرقيزستان تنها يک روز آن هم در روز اول يا دوم فروردين ماه است که به 29 روز يا 30 روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردين و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردين برگزار می‌شود. تا قبل از فروپاشی ننگین شوروی سابق اين مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود ولی پس از فروپاشی دوباره حيات يافت و هر ساله با شکوهتر از سال قبل برگزار می‌شود. مراسم جشن اين روز را در شهرها دولت تدارک می‌بيند و در روستاها بزرگان و ريش سفيدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در ميادين بزرگ و در روستاها در بيابان‌های اطراف اين جشن برگزار می‌شود. در قرقيزستان در اين روز پختن غذاهای معروف قرقيزی مانند بش بارماق، مانته برسک و کاتما مرسوم است که به صورت رايگان بين حاضران در جشن پخش می‌شود. در قرقيزستان در اين روز افزون بر جشن برگزاری يک سری مسابقات از قبيل سوارکاری و غيره نيز مرسوم است و به گونه چشمگيری در اين روز مسابقات دنبال می‌شود و جوايز ارزنده‌ای به نفرات برتر داده می‌شود.

 

در مورد افسانه غذای عيد قرقيزها «کوجه سومولوک» افسانه خاص خود را دارد: سال‌ها و سال‌ها پيش در ميان کوه‌ها روستای کوچکی بود. در اين روستا زن بيوه‌ای زندگی می‌کرد که به زحمت از عهده سير کردن شکم بچه‌هايش بر می‌آمد. يک روز که در خانه چيزی برای خوردن نمانده بود و بچه‌ها از شدت گرسنگی به گريه افتاده بودند، زن برای آرام کردن بچه‌ها وانمود کرد قصد پختن غذا را دارد و به همين دليل دور از چشم بچه‌ها چند قلوه سنگ را توی ديگ پر از آب قرار داد و ديگ را هم روی اجاق گذاشت: «گريه نکنيد، غذا رو بار گذاشتم؛ پختنش زياد طول نمی کشه». بچه‌ها که اين حرف مادر ساکت شان کرده بود تا شب به انتظار غذا نشستند، اما آنقدر از غذا خبری نشد که آخر سر خواب شان برد. شکم خالی اجازه تا صبح خوابيدن را به بچه‌ها نداد. آنها قبل از طلوع آفتاب بيدار شده و سراغ غذا را گرفتند. مادر که گيج شده بود، از سر ناچاري رفت سر اجاق و در ديگ را برداشت که ديد سنگ‌ها بدل به غذای خوشبويی شده‌اند که با محصولات زراعی مختلف درست می‌شود.... زن و بچه‌ها که سر سفره نشستند، اين احساس به آنها دست داد که سر سفره جشن نشسته اند... و از آن روز سومولوک به غذای نوروزی قرقيزها بدل شد.

 

 

 

نوروز در پاکستان:

 

در پاکستان نوروز را عالم افروز يعنی روز تازه رسيده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند. در ميان مردم اين سرزمين تقويم و روز شمار و يا سالنمای نوروز از اهميت خاصی برخوردار است. بدين جهت گروه‌ها و دسته‌های مختلف دينی و اجتماعی در صفحات اول تقويم‌های خود به تفسير و توضيح نوروز و ارزش و اهميت آن می‌‌پردازند و اين تقويم را در پاکستان (جنتری) می‌‌نامند. از آداب و رسوم نوروز در ميان مردم پاکستان می‌توان به خانه تکانی و يا به عبارتی پاکيزه کردن خانه و کاشانه و پوشيدن لباس و تهيه نمودن انواع شيرينی مانند (لدو) گلاب حامن، رس ملائی، کيک، برفی، شکرپاره، کريم رول، سوهن حلوا، و همچنين پختن غذاهای معروف اين روزها و عيدی دادن و گرفتن و ديد و بازديد اقوام اشاره نمود.

 

در ايام نوروز مردم پاکستان از گفتار نا مناسب پرهيز نموده و با نواختن و نوازش يکديگر با احترام و اخلاص يکديگر را نام می‌‌برند. همچنين سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و فارسی در اين روزها مرسوم است که بيشتر در قالب قصيده و غزل بيان می‌شود. پاکستانی‌ها بر اين باورند که مقصد نوروز، اميدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان و عالم انسانيت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کاميابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گل های بهاری در دل و جان مردمان جايگزين می‌گردد.

 

 

 

نوروز در زنگبار:

 

در زمان‌های کهن گروه بزرگی از شيرازيان به زنگبار در کرانه‌های شرقی قاره آفريقا کوچيدند و آيين‌های ايرانی مانند نوروز را نيز با خود به همراه بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» ناميده می‌شود و هنوز هم جشنی بزرگ شناخته می شود.

 

 

 

نوروز در مصر:

 

قبطيان مصر نيز جشنی سالانه به‌نام نيروز دارند که به عربی به آن النيروز می‌گويند. اين جشن هر سال در اول پائيز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقويم قبطيان است. در مورد سابقه اين جشن برخی معتقدند که يادگاری از دوره تسلط هخامنشيان بر مصر است.

 

 

 

و اما حکايت نوروز ، نه حکايت چسبيدن متعصبانه به سنت ها و نه پان ايرانيست شدن است. بلکه فراگيری و عمل به فلسفه نو کردن افکار و دل هايمان است و چه چيزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاريم و با روحی آزاد زندگی کنيم و خداوند را برای زنده کردن جهان در هر بهار شکر کنیم.

 

 

 

 

 

منابع:

 

اسطوره بازگشت جاودانه (ميرچا الياده)

 

ديدی نو از دينی کهن (دکتر فرهنگ مهر)

 

اساطير ايران باستان (عصمت گلپايگانی)

 

بندهشن (فرنبغ دادگی ترجمه مهرداد بهار)

 

اساطير و فرهنگ عامه ايران (دکتر جابر عناصری)

 

نوروز در ايران و سرزمين‌های ديگر (قربانعلی سولقانی)

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:33  توسط مهرداد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگینامه شعرا وادبای زبان فارسی به همراه کتب و مقالات نویسندگان بزرگ این کهن دیار ادیب پرور

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان