![]() |
![]() |
|
| کلیات ادب فارسی از اساطیر تا کنون |
|
جمالزاده
زندگی نامه : سیّدمحمد علی جمالزاده در سال 1270 شمسی در شهر اصفهان چشم به جهان گشود . پدرش سیّد جمال الدین واعظ اصفحانی از خاندان بزرگ مذهبی و از روحانیون مترقی زمان خود و علماء جبل عامل لبنان بود و مادرش نیز اهل همدان بود. ایشان همراه با ملک المتکلمین رهبری گروههای بزرگی از اصحاب مشروطه را برعهده داشتند . علاوه براین انتشارروزنامه رستاخیز را که در بغداد منتشر میشد برعهده داشت. سیّد جمال الدین واعظ از خطیبان و سخنوران نامی زمان خود بود که بعلت سخنرانیهایش مورد توجه مردم بود. علیرغم اقامتش در شهر اصفهان عالبا برای وعظ به شهرهای مختلف سفر میکرد. او از ارکان اساسی انقلاب مشروطه بود که به جرم مشارکت در نگارش کتابچه ضد استبدادی (رویای صادقه ) و نیز بجرم بهایی گری از طرف ظل السلطان حاکم وقت اصفهان به مرگ تهدید شد ه و عاقبت به دار آویخته شد. { زبان سرخ او سر سبزش را به باد داد} جمال زاده دوران کودکی خود را دراصفهان گذرانید و سپس به همراه پدرش یه تهران رفت و زبان فرانسه را نیز در همان شهر فرا گرفت . پدرش او را در حدود 12 سالگی به بیروت فرستاد . در زمان اقامت وی در بیرون ، اوضاع سیاسی ایران دچار تحول شد . محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و بیشتر مشروطه خواهان به سرنوشت رقت بار و غم انگیزی دچار شدند. جمالزاده چون دل خوشی از دوران مشروطه نداشت و پدرش را نیز دراین دوران ازدست داده بود، در داستانهایش بیشتر اوضاع پرهرج ومرج و بیسر و سامان ایران را به تصویر میکشد . او بعلت تمایل به داشتن تحصیلات دانشگاهی ، برای ادامه تحصیلاتش عازم مصر شده و از آنجا راهی فرانسه شد. ا و به توصیه ممتاز السلطنه سفیر ایران در فرانسه ، به دانشگاه لوزان سویس رفت . در سال 1290 دیپلم علم حقوق را از دانشگاه دیژون فرانسه گرفت و با وقوع جنگ جهانی به کمیته ملییون ایران در برلن که برای مبارزه با روس و انگلیس تشکیل شده بود ، پیوست . وی 15 سال در فرانسه سکنی گزید. وی قبل از روی آوری به داستان نویسی ، نویسنده مباحث تاریخی و اجتماعی در مجله کاوه که در فرانسه منتشر میشد بود. در رشته حقوق درس خواند ولی سطری در باره آن مطلب ننوشت . درحقیقت دانشگاه واقعی او دوره همکاریش در مجله کاوه در برلن بود که با مستشرقان امور و ایرانیان دانشمندی چون قزوینی ، تقی زاده ، و .... آشنا شد . به سال 1296 شمسی اولین کتاب خود به اسم گنج شایگان را که نخستین تالیف تحقیقی او بود را بچاپ رسانید و در سال 1300 در مجله کاوه منتشر گرد . پس از تعطیلی مجله کاوه در سال 1301 به خدمت سفارت ایران در برلن درآمد و سرپرست محصلین ایرانی شد و در سال 1311 شمسی به دفتر بین المللی کار وابسته به جامعه ملل پیوست و چهار سال بعد بازنشسته شد پس از بازنشستگی به ژنو رفت و تا پایان عمر در آنجا ماندگار شد. او هفت بار و هربار به مدت کوتاهی به ایران سفر کرد و در مجموع 13 سال از عمر صد و چند ساله خود را در ایران گذراند. وی با روزنامه های ایران آزاد ، شفق سرخ ، کوشش و اطلاعات همکاری داشت و مدیر مسئول مجله علم وهنر در برلن و همچنین استاد در مجلات سخن ، یغما ، وحید ، ارمغان و ... مقاله هایی نوشته و داستانهایی نتشر کرده است. او دروان کودکی اش را در ایران گذرانده و آثارش را زمانی به رشته تحریر درآورد که در ایران حضور نداشت و بالطبع در زمان حضور او در اروپا ، اوضاع ایران تغییرات زیادی کرده بود و تصویری که او در نوشته هایش از ایران ارائه میداد با تصویر ایران دوره جوانیش خیلی متفاوت بوده است . هرچند او مدت کوتاهی در ایران بوده ولی در جوانی و در زمان اقامتش در اروپا نیز علاقه خود از ایران را نگسسته و پیوسته در باره ایران و فرهنگ ایرانی مطلب مینوشت و اگر هم در مورد ایران نبود ، بزبان فارسی بود. وی همواره با هموطنانش در اروپا ملاقات میکرد و با ادیبان و اهل قلم ایرانی مکاتبت داشت و از اینکه برخی او را کافر مینامیدند ابراز ناراحتی میکرد. از عللی که مفسران برای عدم بازگشت او به ایران ذکر میکنند میتوان به عوامل زیر اشاره کرد : • کشته شدن پدرش • اوضاع نابسامان ایران در دروه مشروطیت • ازدواج با همسر المانی خود مارگرت که بعدها مسلمان شد • احساس سرخوردگی از دوران سخت بی پولی و نا امنی و غربت • از هم گسستن پیوند عاطفی و قومی با مرگ مادر و ... • ترک وطن در جوانی وی مطابق نامه ای در سال 1355 کلیه آثارش را به دانشگاه تهران وگذار کردتا از محل انتشار آن ، یک ثلث به مصرف خرید کتابهای مفید برسد و با مجموعه کتابهای اهدایی او در اختیار کتابخانه مرکزی دانشگاه باشد ، یک ثلث دیگر را دادن بورس به دانشجویان ایرانی که به تحقیقات ادبی – تاریخی مشغولند در نظر گرفته شود و یک ثلث دیگرش را نیز به موسسه های خیریه از قبیل یتیم خانه و خانه سالمندان – بشرط آنکه در اصفهان باشند – واگذار گردد. سرانجام این نویسنده بزرگ و پرکار در 17 آبان 1376 شمسی در سن 105 سالگی در شهر ژنو به دیار باقی شتافت .نامش جاودان و ذکرش پرخیر باد. نمونه ای از داستان : 1 فارسی شکر است 2 کتاب نماز 3 درد دل ملا قربانعلی 4 مرغ همسایه 5 رجل سیاسی 6 کاچی به از هیچیه 7 دوستی خاله خرسه 8 جاودان 9 ویلان الدوله 10 حق یا ناحق 11 ثواب یا گناه 12 پلنگ 13 میرزا یا خطاط 14 درویش مومیایی 15 امنیت شکم 16 دو آتشه جمالزاده و سبک داستانهایش جمالزاده از تاثیرگذارترین نویسندگان در جریان داستان نویسی ایران بوده است . پیش از جمالزاده افرادی مانند زین العابدین مراغه ای و عبدالرحیم طالبوف تبریزی و دهخدا و آخوندزاده و .... آثاری را در زمینه داستان نویسی داشته اند ولی شیوه بکار گرفته شده توسط جمالزاده که تلفیقی از داستان نویسی غربی و قصه نویسی ایرانی است باعث شد که او را پدر داستان نویسی نوین نام دهند و راهگشای سایر نویسندگان بدانند. وی سبک مخصوص به خودشان را دارند از جمله ویژگی های نوشته های جمالزاده سادگی بی آلایشی نثر اوست و این امر باعث پیروی نویسندگان دیگر از سبک اوشده با این حال گرایش اندکی به واژگان عربی و گاه غربی در نوشته های ایشان زیاد به چشم میخورد. ویژگی دیگر بکارگیری لغات و اصطلاحات رایج روزگار است تا برای عوام قابل فهم باشد. در برخی جاها نویسنده اصطلاحات عامیانه را عینا تکرار میکند ولی در بعضی موارد در آنها تغییراتی داده است .“مانند : گرگ باران خورده به جای گرگ باران دیده . کاربرد طنز از ویژگی های دیگر داستانهای جمالزاده است و از این مقوله به زیبایی در آثارش بهره گرفته است. وی طنز را به عنوان ابزاری برای اصلاح جامعه و انتقاده از اقشار و طبقات مختلف بکار می برد.. برای انتقام جویی و اهداف شخصی مخصوصا ایرانی که وی در ذهنش دارد – ایرانی است پر از نیرنگ و فریب و هرج و مرج فساد و ..... ، طنز بهترین وسیله و حتی اسلحه اصلاح چنین جامعه ای است و طنز ملایم و لطیف و شیرین او باعث شده که بین طنز وی با دهخدا در مجموعه چرند وپرند تفاوت زیادی باشد. از ویژگی های بارز طنز پردازی جمالزاده نزدیک سازی آثارش به آثار کمدی است . استفاده از شخصیت های ضعیف و احمق – توجه به اجتماع و وضعیت انسانها – تصویر سازی صحنه های غیر منتظره و عجیب و جایگزینی هر فردی در جایی که خاص خودش نیست باعث شده که دستانهایش به آثار کمدی شبیه باشد و در آثار غم انگیز از طنز کمرنگ استفاده کرده است . رئالیسم و واقع گرایی از ویژگیهای دیگر سبک آثار این نویسنده است ، پرداختن به مقولات و مسائل روزانه و توجه به مشکلات ایران وایرانی باعث شده که او را طراح مکتب رئالیسم در قالب داستان نویسی ایران بدانند. اما برخی آثار او را رمانتیک مانند می دانند و میگویند که او بعدا به رئالیسم روی آورده است ولی این صحیح نبوده و فاقد پایه و اساسی است. یکی دیگر از وجه برجسته داستانهای جمالزاده استفاده بجا از سازه نماد است و سمبولهای بکار رفته درآثارش چندان مبهم نیست مثلا سولدونی سمبل دوران استبداد و تاریکی و ظلمت است و به نوعی حکایت از انسانهای متعصب و دروغگو و نادان است که بسرعت قابل شناسایی نباشند. «سولدونی = جای کثیف و تاریک از نمادهای به کار گرفته شده میتوان به کلاغ ، برف ، کوران ، تاریکی ، جسد حیوانات ، لاشخور ، عنکبوت و .... اشاره کرد» او صف شکن است سبک منشی گرایانه و فاضلانه را به سبک عامیانه و ساده مبدل ساخته است. آثار جمالزاده به علت چیره دستی وی در گزینش واژگان مناسب ، هویت شخصیت ها ، طنز پردازی و ... ارزشمند است . از عناصر شکل گیری سبک ایشان به مواردی چون طنز ، ساده نویسی ، بیان عقاید و دیدگاههای رایج ، مسجع و پیروی از مکتب رئالیسم و به کارگیری اصطلاحات عامیانه میتوان اشاره کرد. ویژگی و ساختار داستانهای جمالزاده : در داستان های جمالزاده دو نوع زبان متفاوت دیده میشود. 1 - زبان روزمره و عامیانه و کوچه بازاری 2 - زبانی که یکسره ادبی است (مانند دشمن خوبی) زبان به جای آنکه وسیله باشد برای بیان اهداف و عقاید خودش ، به هدف تبدیل میشود و داستان وسیله ای است برای ذکر ضرب المثل ها و اصطلاحات و تعبیرات موجود در یک زبان . مضامین بکار گرفته شده در ابتدای امر بکر و تازه بوده و لی بدلیل دوره نویسنده از ایران بتدریج رفته رفته تکراری شده و تازگی خود را از دست داده است. این مضامین بیشتر مربوط میشود به جامعه ، سیاست ، دین ، اخلاق و گاهی زمان انتخاب این مضامین تکراری باعث میشود تا تجربه ای برتجربیاتش اضافه نشده و در نتیجه تاثیرگذاری داستانهای اولیه را نداشته باشد. در اکثر نوشته هایش چون مسایل برایش درونی نشده و تنها بصورت گزارش مانده مثل درد دل ملاقلی که بخوبی توانسته از فرهنگ عامیانه بهره بگیرد. او شیوه نگارش خود را در طول سالیان دراز تغییر نداد . حد اعلای برخورد هنرمندانه خصوصی او با زبان عمومی دموکراسی ادبی است . یعنی گنجاندن انبوهی اصطلاح و تعبیر عامیانه در داستان با هدف دردسترس قرار دادن آنها برای همگان. جمالزاده در داستانهای اولیه اش مخصوصا «یکی بود یکی نبود» سعی کرده از افسانه ها و حکایات اخلاقی متون ادبی کهن از جمله گلستان سعدی استفاده کند. از ویژگی دیگر داستانهای او اطناب و پرگویی است و قصد داشته از زبان عامیانه بهره گیرد اما دچار پرگویی شده ولی ملال آور نیست ، از غلو و مبالغه برای تلقین دیدگاه خود و هم عقیده ساختن خواننده با خودش بهره گرفته است. در برخی نوشته هایش جنبه اندرز گویی بیشتر به چشم میخورد و نویسنده مانند خطیب جلوه گر میشود و داستان وسیله بیان افکار و عقایدش و داستان حالت گفتاری پیدا میکند نه روایت محض. جمالزاده در طول سه ربع قرن نویسندگی براین عقیده بود که «معرفت به رسالت آبستن است» به این معنی که وقتی انسان به معرفتی دست یافت فوراً رسالتی بر عهده اش گذاشته میشودو حاصل معرفت خود را هرچه هست باید به دیگران نیز برساند به عبارت دیگر هرکس شناخت دارد تعهد هم دارد و برعکس. این عقیده او مفهوم ادبیات مفید را بیاد می آورد و نویسنده را ملزم میسازد که از طریق نوشته خود به مردم بیاموزد که بهتر از آنچه هستند ، باشند . «میشل کویی پرس» در مورد جمالزاده گفته است که : وی خواسته میان ساختار داستان ایرانی و غربی تشابه و هماهنگی ایجاد کند و این ساختار را به هم پیوند دهد. جمالزاده با استناد به کلام «ویکتور هوگو» که ” زبان هیچ وقت مکث و توقف ندارد“ برداشت روشن بینانه خود را از گستردگی و غنای زبان نشان میدهد او عقیده دارد اختناب از به کار بردن تعبیرات و کلماتی که منتقدان استعمال کرده اند نویسنده را دچار مشکل میکند . زیرا احساسات و ذوق تازه ، کلمات و تعبیرات تازه لازم دارد و طبیعی است که روگردانی از الفاظ نو و قناعت به الفاظ قدیمی با خیالات و معانی تازه ، نوشته را از طراوت وتازگی می اندازد. این مطالب شمه ای بود از ویژگی ها و ساختار داستانهای جمالزاده . منتقدان انتقادهایی را متوجه نوشته های این نویسنده بزرگ کرده اند که برخی از آنها در این قسمت ذکر میگردد. • انتقادات منتقدان بر آثار و نوشته های جمالزاده : 1. چون جمالزاده از ایران دور بوده نمی توانسته بدرستی مسائل و پیامد های حوادث داستانی را ارزیابی کند و تصویری که او در نوشته هایش از ایران ارائه میکند ، تصویر ایران دوران کودکی خود است و پس هرچه او مینویسد پنداری بیش نیست و درحقیقت او از اوضاع ایران و روحیات و عادات و فرهنگ و طرز فکر هموطنانش نا آگاه مانده است. 2. عدم توجه به باطن و درون شخصیت های داستانی و عدم ژرف نگری در اعماق و وجود انسانها 3. بعضی منتقدان مینویسند که جمالزاده در ابتدا به رمانتیسم (احساس بدون عقل) و در آثار بعدی اش به رئالیسم (واقعیت گرایی) روی آورده است . اما این نظر درستی نیست چون همانطوریکه ذکر شد وی در «مجموعه داستان یکی بود یکی نیود» به رئالیسم توجه دارد و سعی داشته واقعیات جامعه و آنچه در بطن آن هست را ، همانطوریکه هست به تصویر بکشد و مسائل جامعه را مطرح کند. 4. به کار بردن مضامین تکراری از دیگر انتقادات وارد شده است . مضمونهایی که حول محور اجتماع و اخلاق و .... میگردد. 5. بکار بردن بیش از حد واژگان و ضرب المثلهای اضافی و بیمورد و بطور کلی اطناب و پرگویی باعث میگردد تا ذهن خواننده از موضوع اصلی داستان منحرف گردد. 6. برخی منتقدان بر این باورند که جمالزاده در آثار اولیه اش نوعی شیفتگی رمانتیک گونه خلق کرده است . 7. دستانهایش بجای آنکه نشان داده شود بیان میشود. شاید هم به این علت است که جمالزاده نام حکایت بر آنها نهاده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 4:8 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگینامه شعرا وادبای زبان فارسی به همراه کتب و مقالات نویسندگان بزرگ این کهن دیار ادیب پرور
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|